اسلاید شو

یه نقاشی از هم از سوباسا جووووووووون
عسل جون این نقاشی چند سال پیش کشیدمش البته الانم میکشم ولی رنگشون نکردم وقت اصلا ندارم.اون سوباساست . بعدا نظرتو بهم بگو شاید تا پس فردا نتونم آپ کنم ولی پس فردا حتما میام عسل جون...

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 14:57 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
یه نقاشی از هم از سوباسا جووووووووون

http://upload7.ir/imgs/2014-10/61052967914006349934.jpg این نقاشی هم مال سالها پیشه با [در حال زدن شوت چرخشی ] مداد رنگی کشیدم موهای سوباسا جونمم با خودکار مشکی رنگ کردم امیدوارم خوشتون بیاد''

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 14:58 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
یه نقاشی از تارو دوست سوباسا جووووووووون

http://upload7.ir/imgs/2014-10/61046600087590592993.jpg این نقاشی رو سالها پیش کشیدم با مداد رنگی خودم خیلی دوسش دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.


همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 14:59 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
بازم چند تا عکس قدیمی

http://upload7.ir/imgs/2014-10/08012577893998234391.jpgسلام به همه بازم از عکسای قدیمیم گذاشتم تو این عکس چند تای بالایی عکس آدامس بود و پائینی ها برچسب.

http://upload7.ir/imgs/2014-10/36416409151754607238.jpg اینم یه عکس از سوباسا جون
http://upload7.ir/imgs/2014-10/44172428029246607768.jpg تو همیشه قهرمانی و هیچ وقت تسلیم نمی شوی موفق باشی سوباسا جونممممممممممممممممم... امیدوارم خوشتون اومده باشه بازم اپ می کنم شما هم نقاشی بادتون نره

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 3 آبان 1393 ] [ 17:43 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
شوباشا جووووونم
سلام سلام بچه ها به اطلاع برسونم كه مسابقه نقاشي داريم زمانش هنوز تو انجمن تصويب نشده ولي مسابقه با موضوع فوتباليستها هستش براي گذاشتن نقاشي هاتون اول بايد عضو بشيد بعد از اين كه عضويتتون تاييد شد وارد پنل كاربري تون بشيد بعد عكس نقاشي تونو يا آپلود يا اسكن كنيد و اون جا بزارين ما منتظر نقاشي هاي خوبتون هستيمبه نفر اول هم جوايزي اينترنتي اهدا خواهد شد (خـــــــــــــــــــــــــوب بريــــــــــــــــــم سرآغــــــــــ آپ امـــــــــروز )

شايد يك گل به رنگ ارغواني روشن بعد از ورود به مبارزه به رنگ مشكي تيره در بيايد ، شايد يه رنگين كمان هفت رنگ و زيبا هم به رنگ مات و سياه شب در بيايد ، يا شايدم يك خورشيد از كينه اش به جاي جامه ي طلايي جامه ي مشكي بر تن كند ، مبارزه همه ي معصوميت هارو از بين مي برد اما كسي تا حال فكر كرده بود كه مبارزه با مبارزه هم يك مبارزه است . وقتي مبارزه هاي تو رو تماشا مي كردم متوجه ي اين موضوع شدم .

چه عكس با حالي اما سانايي تو كادر چي كار مي كنه فك مي كنه خيلي هم خوش عكسههههه كلا اگه تو عكس ها بيوفته كل عكسو خراب مي كنه


بچه ها قبول دارين اين ليوه او يكمي ديوونست ! آخه من موندم درو برا چي اختراع كردن ! واسه اين كه اين طوري از ديوار نريم بالا ديگه ! آخرشم از پشت كوبوند تو سر سوبا جونم و بي هوشش كردآخه واقعا اين ليوه او چشه ؟


هميشه در پي نيلي دريا مي گشتي تو مي دانستي اين دريا تاريك است اما باز به دنبال نيلي دريا رفتي و آخر توانستي زير نور فانوس لنگرگاه نيلي را ببيني


خوب منتظر نقاشي هاتونم نظر يادتون نره

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 2 آبان 1393 ] [ 13:36 ] [ Asalbasa ] [ ]
سووووووووووووباسای قهرمان

http://upload7.ir/imgs/2014-10/64318741084797948783.gifبچه ها به سوباسا جون خوب نگاه کنید ببینید تو این عکس چه قدرخوشگل افتاده مخصوصا وقتی که توپ گل میشه . بی نظیری سوباساااااااااااااا

http://upload7.ir/imgs/2014-10/32193035948133242178.jpgاینم یه عکس بامزه از بچگی های سوباسای مهربونم"

http://upload7.ir/imgs/2014-10/37095519247378056723.jpgحتی این مار بزرگ هم جلودار تو نبست مگه نه سوباسا جون تو اون قدر تلاش می کنی تا به هدفت برسی زنده باد سوبای قهرمان امیدوارم خوشتون اومده باشه "

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 2 آبان 1393 ] [ 12:57 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
مسابقه مسسسسسسسسسسسسسسسابقه....
سلام به همه شما عزیزان حالتون چطوره ؟؟؟؟؟ از همه ی شما کاربران محترم تقاضا می کنم که توی مسابقه بزرگ نقاشی ما شرکت کنید با موضوع شخصیتهای فوتبالیستها نقاشی هاتون رو برای ما بفرستید ما منتطریممممممممممممم

http://upload7.ir/imgs/2014-10/22044080597297087253.jpg

http://upload7.ir/imgs/2014-10/20680444828544224039.jpgتو محکمو استوار مثل کوه ایستاده ای هیچ سیلی نمی تواند تو را حتی ذره ای تکان دهد
http://upload7.ir/imgs/2014-10/75957190465603829423.jpgوای خدا اینجا چه قدر خوشگل افتادی سوباسا جووووووووووووووووووووون///

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 2 آبان 1393 ] [ 12:56 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
نقاشي سوبا جووووووونم

بچه ها اين نقاشيه منه با گواش كشيدم اولي سوباسا جوووووونمه دومي ماتسوياماست سومي ايزاباست و بغلي هم مربي تيمه

خودمم مي تونم سوبا جوووووووونمو بكشم اما اينو از رو انداختم ولي با گواش دورگيري كردم و رنگ كردم خيلي سخت بود ولي اين نقاشي منه واسه مسابقه گذاشتم

ولي من اگه برنده شدم فقط مقام اول رو مي گيرم و جايزه رو نفر دوم تحويل مي گيره تا الان من و نيكا جون كانديديم به ما راي بديد

براي گذاشتن نقاشي هاتون يا اونو اسكن كنين يا اين كه آپلودش كنين بعد عضو بشيد و نقاشيتونو بزارين باري مثال من اسكن كردم و نيكا جون آپلود كرده حالا ببيند به نظرتون كدوم بهتر در مياد

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 15:02 ] [ Asalbasa ] [ ]
ســــــــــــوبـــــــــــــــــــــــآ جوووووووووونم
سلاممممممممم سلامممممممممم بچه ها من بازم اپ كردممممممم راستي نمايشگر تعداد پست ها غلطه الان با اين پست تا اين لحظه شد 81 پست راستي بچه ها احتمال زياد يك مسابقه س نقاشي با موضوع فوتباليستها برگزار بشه واسه اين كار بايد با شوراي سايت مشورت كنم كساني كه ه اصن عضو نيستن هم مي تونن شركت كنن ولي براي گذاشتن نقاشي بايد عضو بشن جايزه هاي اينترنتي هم تقديم خواهد شد خــــــــو بــــــــ بــــِــــــريــــــــــــمـ ســـــُرآغــــ آپــــــــــ

شايد ترجيح مي دي تو جمع مبارزان مثه يه عابر به ايستي اما در ميدان مبارزه مصمم و شكست ناپدير

وقتي چهره ي مبارزان را مي بينم همه غرق در ياس و نا اميدي شدن اما تو با چهره اي مصمم و آرام هنوز تن به شكست ندادي و به ترس خوش آمدگويي نگفتي .



نه تو نمي تواني تو مبارزه خسته و شكست خرده بر زمين بيوفتي مي دانم تو تا آخرين نفست مبارزه كردي به خاطر همين رقيبت هم به خاطر تو بر زمين نشسته و دارد اعتراف مي كند كه از تو شكست خرده است



Image result for ‫عقاب سوباسا‬‎

شايد گاهي آن قدر آب دريا افزون شود كه رنگ روشن آبي دريا به ر نگ تيره ي آبي بي رحم شب تبديل شود، شايد گاهي رنگ ارغواني شادي رنگين كمان به رنگ مشكي تار تبديل شود يا شايدم هم گاهي ... ولي مي دانم بعد از غروب خورشيد دوباره طلوعي خواهيم داشت خورشيد بر مي گردد من مي دانم بر مي گردد وعده اش را به پرستو ها داده است پرستو ها اين پيغام را به من رسانده اند . ( مربوط به قسمت مبارزه ي سوباسا جونممممممممم و لي وه او و خطاي لي وه او بر روي سوبا جوووووووونم )


بچه ها اين عكس خشملوووووووووو تو گوگل پيدا كردم ولي منبعشو مي دونم وب دوم سارا جون نمي دونم اين عكسو كي درست كرده ولي حتما با فتوشاپ بوده ولي خشمل درست كرده

نمي دانم اين احساسي كه در زمين مبارزه بهت دست مي دهد چيست همه ي ما در زمين مبارزه اين احساسو نجربه مي كنيم اما وقتي مبارزه به اتمام مي رسد همه ي ما آن را فراموش مي كنيم اما نمي دانم كه چرا تو هيچ گاه آن را فراموش نكردي



اينم عكس بشگي هاششششششششش وااااااااااااااااااااااااااي شه شيررررررررررررررررررررررررررررررررررين


نه تو نمي تواني تو مبارزه خسته و شكست خرده بر زمين بيوفتي مي دانم تو تا آخرين نفست مبارزه كردي به خاطر همين رقيبت هم به خاطر تو بر زمين نشسته و دارد اعتراف مي كند كه از تو شكست خرده است ( تصوير داشت اما بالا نيومد )


بچه ها هر كي مي خواد تو مسابقه شركت كنه عضو شه و تو پستاش نقاشيشو يا آپلود يا اسكن كنه و بزاله من منتظر نقاشي هاتون هستم

موضوع ( شخصيت هاي فوتباليستها )

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 19:24 ] [ Asalbasa ] [ ]
به چه می اندیشی؟؟؟؟

http://upload7.ir/imgs/2014-10/78932936206963473891.jpgبه چه می اندیشی ؟؟؟؟آیا به قلبهایی که برده ای فکر کرده ای؟؟؟؟؟؟؟

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 11:53 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
از عکسهای گذشته سوباسا جوووووووووووون
http://upload7.ir/imgs/2014-10/56837762594036402721.jpg
http://upload7.ir/imgs/2014-10/83311584776298648332.jpg امیدوارم خوشتون اومده باشه

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 11:54 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
عصباني نشو سوبا جونممم

سلام سلام بچه هاااااااااااااااااااااااااااا ببينيد اين سبك نوشتن چه طوره من براتون فيلم آماده كردم البته منبع اين فيلم ها پارك انيميشن قسمت صوتي ها و تخيلات انيمه كاپيتان سوباساست واسه هر فيلم يه نوشته گذاشتم و واسه هر نوشته يك عنوان انتخاب كردم اميد وارم خوشتون بياد


[تصویر:  27406295156123776754.gif]

صفحه هايي از جنس خاكستر

شايد گاهي اين مبارزه هايت شبيه صفحه هاي كتابي مي شوند كه سريع ورق مي خورند بدون اين كه كسي آن ها را بخواند ، صفحه ها خاك مي خورند و فرسوده مي شوند اگر كسي آن صفحه هايي كه آتش از خاكسترشان بلند نمي شود ( تشبيه شده منظور خاطراتي است كه كهنه شده و داغي خود را از دست داده ) را بخواند پي به سختي ها و جوانمردي هايي كه كردي مي برد .


[تصویر:  24894217037924773743.gif]

فانوسي در تاريكي اين دريا

تو طوري مبارزه مي كني كه انگار يك عقاب مي خواهد طعمه اش را به دندان بگيرد ، كه انگار ، ققنوسي مي خواهد آب را بر روي زخم هاي آتش گرفته اش بريزد ، كه انگار ، يك كوير مي خواهد طعم آب را احساس كند ، كه انگار ، درختان خشك مرداب مي خواهند دوباره نوازش نسيم را بچشند ، كه انگار ، تاريكي دريا به دنبال فانوس لنگر گاه مي گردد ، كه انگار ...


[تصویر:  tsubasa23_00_12_07_00_12_13.gif]

سبب

براي لحظه اي چشيدن شكست خود را سبب مي كني ولي باز به مبارزه مي روي و سپس تو سبب پيروزي مي شوي


بچه ها اينم يه سبكه اميدوارم خوشتون اومدهههههههه باشه نظر يادتون نره ها حداقل 5 تا نظر بزارين

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ چهارشنبه 30 مهر 1393 ] [ 13:17 ] [ Asalbasa ] [ ]
نوستالژی سوباسایی.................
سلام به همه کاربران عزیز خالتون که حتما خوبه ؟؟؟؟ امروز یه عکس براتون گذاشتم که مال 15 یا 16 سال پیشه . من یه عالمه از این عکسها دارم حالا یکیشون رو براتون می زارم اگه بازم دوست داhttp://upload7.ir/imgs/2014-10/30201972106054747123.jpgشتید بازم براتون می زارم فقط کیفیت ندارن اونم به بزرگی خودتون ببخشید

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ چهارشنبه 30 مهر 1393 ] [ 12:11 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
نفاشی از سوباسا جووووووووووووون
http://upload7.ir/imgs/2014-10/96083992480242361921.jpgسلام سلام این نقاشی رو خودم کشیدم به نطرتون چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 17 آبان 1393 ] [ 15:05 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
سري هشتم ادامه ي برمودا فرازميني ها

عسل ( ممنون ازت سوباسا ) ناگهان دهانه ي غار فرو مي ريزه عسل ( اي واي نه همينمونم كم بود الان مي رزه رومون ) سوباسا ( برو اون جا وايستا مثه ستون محكمه ) عسل ( پس تو چي ؟) سوباسا ( فكر منو نكن من چيزيم نمي شه حواسم هست ) عسل ( مي خواي چي كار كني ؟ ) سوباسا ( اگه دهانه ي غار بيش تر بريزه تا آخر عمرمون بايد اين تو زندوني بشيم من بايد قبل از بسته شدن بيش تر غار سنگ ها رو كنار بزنم ) عسل ( صبر كن پس منم ... ) سوباسا ( نه اين اتفاقات تقصير من بود من بايد حلش كنم نه تو ) عسل ( سوبا لج نكن ) سوباسا ( ببين من ممكنه اصن زنده نمونم ولي تو زنده مياي بيرون اگه اومدي بيرون واسه اين كه اون فضايي هاي كبيثو بگيري از دوستان من كمك بگير ) عسل ( ... ) سوباسا ( هيچي نگو فقط اگه نديدمت خداحافظ ) سوباسا جلو تر رفت تا مانع ريزش غار بشه سنگ ها روش مي ريختن و بدنشو زخمي مي كردن اما سوباسا سعي مي كرد سنگ ها رو كنار بكشه عسل همين طور ي مات و حيران مونده بود و حتي يك پلكم نزد نيم ساعت گذشت سوباسا با آخرين رمقي كه براش مونده بود آخرين سنگ رو تكون داد و غار باز شد سوباسا هم از فشاري كه به سنگ وار كرد خودشم جلو تر رفت و به خاطر اين كه قسمتي از كوه ريخته بود افتاد پايين عسل كه تا اون لحظه حتي پلك هم نزده بود با ديدن اين صحنه به طرف دهانه رفت وقتي سوباسا رو نديد چشاش پر اشك شد و بلند داد زد ( تقصير من بود من باعث شدم اون بميره ) در همين حال دوباره دهانه ي غار فرو ريخت عسل سريع خودشو به بيرون غار كشوند و بعد نگاهي به پايين كوه انداخت و داد زد ( تقصير من بود ) در همين حال ياد فرازميني ها افتاد و با عصبانيت رفت تا اونا رو پيدا كنه به پايين كوه رفت بعد از دو روز به پايين كوه رسيد به خاطر خستگي زياد مستقيم به هتل نزديك ترين دهكده رفت هتل دار ( واقعا اتفاق هاي نا گواي افتاده مگه نه ؟ ) عسل ( بله خانم ) هتل دار ( هنوز عسل و سوباسا پيدا نشدن ) عسل باشنيدن اسم سوباسا كه خودشو مقصر مرگش مي دونست آروم پاشد و از هتل بيرون رفت هتل دار ( ببخشيد خانم ناراحتتون كردم ) عسل ( نه خيلي ممنون راستي اداره ي پليس اينجا كجاست ؟ ) هتل دار ( همين تو پايين دهكده ) عسل ( خيلي ممنون ) هتل دار ( پس اتاق نمي خواين ؟ ) عسل ( الان يه كار مهمي دارم بعدا ) بعد از اين كه عسل رفت هتل دار ( الحقه چيزايه نديده اين چشه ؟ ) عسل وارد پاسگاه پليس شد در همين حال ناگهان سوباسا رو ديد عسل ( سوباسا ! ) سوباسا ( عسل تو حالت خوبه ؟ ) عسل ( تو زنده اي من فكر كردم مردي آخه چه طور اين طوري شد ) سوباسا ( جريانش طولانيه زنده موندنم واقعا معجزه بود هنوزم فكر مي كنم مردم ) عسل ( من كه انقدر اتفاقات و بلا تو سرمون اومد ديگه از شنيدن هيچي تعجب نمي كنم ) سوباسا ( خوش حالم كه سالمي مي خواستم با يك گروه تجسس بيام دنبالت اما مثه اين كه خودت اومدي خوشحالم پيدات كردم ) عسل ( من واقعا بعد ديدن اون صحنه خيلي ناراحت شدم من معذرت مي خوام همه چي از لجبازي ها ي من شروع شد ) سوباسا ( نه اين طور نيست همه چي تقصير من بود نمي تونم اتفاقاتي كه برامون افتاده رو بشمارم چون مثه شمردن ستاره هاي آسمون مي مونه ) عسل ( پس اون جنايت كارا ي ديوونه چي مي شن ؟ ) سوباسا ( اونايي كه سبب اين بلا هايي كه برامون اتفاق افتاد شدن رو پيدا مي كنيم من بهت قول مي دم ) سرهنگ ( اوه پس عسل هم اومد پس جمعمون دوباره جمع شدم خوشحالم كه هنوز دو تاتونم زنده و سالميد )سوباسا ( راستش براي منم يه تعجب پيش اومده ) عسل ( ولي من تا اون قاتلارو پيدا نكنم دست بردار اين ماجرا نيستم مي دوني چند نفر آدم تا حالا تلف شدن گاهي با خودم فكر مي كنم اگه اون شب باروني با سوباسا لج نكرده بودم و بيرون نرفته بودم الان اين همه آدم قرباني نمي شدن من دارم عذاب وجدان مي كشم ) سوباسا ( تقصير تو نبود اونا قبل از اين ماجرا هم بازي خون رو شروع كرده بودن برمودا رو فراموش كردي بلا هايي كه تو سرت اومد ) عسل ( صبر كن سوباسا من قيافه هاي آشنايي از فرازميني ها ديدم قيافه ي سربازاني بودن كه وقتي تو قصر جادوگر اسير شده بودم و داشتم براي سربازانش سخراني مي كردم ديدن از همه مهم تر من چند بار سايه ي يك سي مرغ را ديدم ) سوباسا ( منظورت چيه يعني مي خواي بگي اون پيرزن افريطه هنوز زندست امكان نداره با دست هاي خودم كشتمش ) عسل ( هر تلسمي مرحمي داره يادته تلسم برمودا رو
بالا خره شكستيمش ) سوباسا ( يعني اون افريطه هنوز زندست ) عسل (‌آره من ماهان و مرداك و ليون وفرانسيس رو مي شناسم كساني نبودن كه به خاطر مقامو اين جور چيزا جونشونو به خطر بندازن اونا اگه كارشون هم بيوفته باز دشمن خونيشونم نمي كشن ) سوباسا ( مي دونم بعد از اين همه ماجرا خيلي خسته اي بهتره يكم استراحت كني از اين به بعد من بهش رسيدگي مي كنم) عسل ( ولي تو از من بيش تر عذاب كشيدي من تازه نفس ترم من ادامه مي دم ) سوباسا ( نمي خوام دوباره قرباني اين ماجرا تو باشي اصن دوست ندارم قرباني بده ) عسل ( ولي من مي خوام بجنگم ) سوباسا ( با چه اميدي ؟ هان ؟ با اميد اين كه شايد بتوني فانوس لنگر گاه رو تو اقيانوس تاريك پيدا كني ؟ ) عسل ( نه ولي ... ) سوباسا ( بهت پيشنهاد مي دم كه يكم كنار بكشي من بهش رسيدگي مي كنم ) عسل ( نه نمي شه مگه ما چي كار كرديم هيچ كاري نكرديم كه اسممون تو قرعه ي بدشانسي در اومد ) سوباسا ( كاملا مي فهممت ) سرهنگ ( مي دونم شماها چه زجر هايي كشيديد دشمنان زيادي دارين دشمناني كه به جرم هيچ با شما دشمنن ) سوباسا ( من مي رم و اون افريطه رو پيدا مي كنم اون پيرزن جادوگر نمي تونه هر كاري بخواد بكنه ) اپ جديد

عسل ( ببين اين تقدير چه بلايي به سرمون آورد آخه اين پيرزن افريطه از كجا پيداش شد ؟ ) سوباسا ( نمي دونم بايد دربارش تحقيق كنم ) سرهنگ ( نگاه كن به ايميلم پيام رسيد كه اون جادوگر ديده شده ) سوباسا ( فك كنم ديگه نيازي به تحقيق نباشه ) عسل ( حالا بايد چي كار كنيم ؟ ) سوباسا (اوضاع خيلي آشوبه ازت مي خوام پيش سزهنگ بموني نيرو ها ي پليس از تو محافظت مي كنن ) عسل ( چي يعني بمونم تو اداره ي پليس ) سوباسا ( آره لطفا مي دونم اون افريطه دنبال تو اول مياد اگه اومد بايد پليسها دستگيرش كنن ) عسل ( پس تو چي ؟ ) سوباسا ( اين جزعي از نقشست نگران نباش من جام امنه ) سرهنگ ( نه سوبا اون كار خيلي خطرناكه ) عسل ( پس معلوم شد چه قدر جات امنه ) سوباسا ( فكر منو نكن من يه كاري مي كنم تو فقط طبق نقشه بايد اينجا بموني ) عسل ( صبر كن اگه جادوگر بخواد بياد سراغمون لشكرشو مي ريزه تو سرمون بعدشم اون جادوگره ورد هاي جادوگري حفظ كرده بي خودي كه نيست ) سوباسا ( جادوگري وجود نداره عسل . جادوگر تو افسانه هاست ) عسل ( منظورت اينه ما هم افسانه ايم مگه با چشمانه خودت نديدي چي شد ؟ ) سوباسا ( يه جاي قضيه مي لنگه يه چيزايي فهميدم بعدا اگه مطمعن شدم عمليش مي كنم ) عسل ( باز چي داره تو كلت مي گذره ) سوباسا ( هيچي تو فقط همين جا بمون ) عسل ( نه منم باهات ميام ) سوباسا ( جزعي از نقشست ) عسل ( باشعهههههههههههههههههههههههههههههههه ) سرهنگ ( سوباسا مي دوني اين كار چه قدر خطرناكه ) سوباسا ( مي دونم ازت مي خوام كمكم كني ) عسل ( پس شماها با هم دست به يكي كرديد چرا فقط من ماجرا رو نمي دونم !!!!!! ) سوباسا ( به موقش مي فهمي خوب ديگه برو بالا تو اداره ي پليس ) عسل ( سوباسا واي به حالت اگه نقشه هات اثر نكنه )سوباسا ( باشه اون موقع خودت حسابمو برس! ) عسل رفت بالا . سرهنگ ( واقعا مي خواي ... ) سوباسا ( خداحافظ ) سرهنگ ( نزنه تو كلت كجا مي ري ؟ ) سوباسا چيزي نگفت دوستاي سوباسا به كلانتري اومدن سوباسا ( سلام بچه ها مي خوام كه اينجا بمونين ) تارو ( سوبا جاي همه ي ما امنه ولي تو چي ؟ ) سوباسا ( من مقصر بودم من نمي تونم بزارم كسي به خاطر من قرباني بشه ) كاكرو ( يعني ما تو امنو امان بمونيم و تو بري با اون افريطه بجنگي ؟ نه ماهم باهات ميايم ) سوباسا ( نه نمي شه راستي عسل نمي دونه من ممكنه بر نگردم اصن جوري بهش گفتم كه فك كنه خودشم جزعي از نقشست و جون من تو خطر نمي يوفته لطفا بهش نگيد چون اگه بفهمه مياد به كمك من من نمي خوام كسي به خاطر من جونش به خطر بيوفته ) ميزوگي ( مي فهممت ) سوباسا رفت . فردا صبح عسل اومد پايين كلانتري سرهنگ ( بالا راحت بودي خوب خوابيدي ؟ ) عسل ( حتي نتونستم پلكم بزنم ديشب داشتم اين كتابو مي نوشتم درباره ي زندگيه خودمه اتفاقاتي كه افتاد و جنگ هايي كه رخ داد ) سرهنگ ( حتما بايد جالب باشه ) ايشي ( ولي بايد يكي از شخصيت ها رو از كتابت حذف كني ) عسل با تندي ( منظورت چيه ؟ ) ايزابا ( گند زدي ) ايشي ( منظورم خودم بودم آره منه دلقك لالالالههههه لو له لنه مهو.م آآآآآآآآآآآآ آره ديگه نمي خوام عابروم بره پيش مردم ) عسل كه تيز هوش بود زود قضيه رو فهميد عسل ( خوب كه اين طور من يه سر مي رم بالا بايد اتاقمو مرتب كنم ) عسل رفت بالا ايشي ( لو نرفت كه ؟ ) ماتسوياما ( فك نكنم ) در همين حال عسل ( پس جريان اينه اي پيرزن افريطه من مثه بقيه ترسو نيستم حسابتو مي رسم اين ترسو ها اين جا نشستن و دارن چايي مي خورن ولي من نه ) بعد روي صورتش رو بنده زد و يك سيني رو ي دستش نگه داشت عسل ( مثه اهالي دهكده اينجا شدم خوب ديگه حالا وقتشه بدو عسل از اينجا فرار كن ) عسل به بيرون پاسگاه رفت سرباز ( براي چي آمده بوديد ) عسل ( كار داشتم ) سرباز ( چه كاري ؟ )


اين داستان ادامه دارد ....

همین الان برو فتوپویا
[ پنجشنبه 1 آبان 1393 ] [ 20:20 ] [ Asalbasa ] [ ]
سوباسا جوووونم

سلام سلام بچه ها من بازم آپم امروز عكسا و مطالبي قشنگي براتون پيدا كردم من كه اين همه زحمت مي كشم انظار نظر زياد رو هم دارم پس هر كسي تو اين پست كمتر از 5 تا نظر لطفا نده ميــــــــ ريــــــــــم سُـراغِــــــ آپـــــــــ اِمـــــــــروز


و اما ديگه عكسي پيدا نمي شه كه اين سانايي توش نباشه فكرم مي كنه ژست هاي خوبي مي گيره بچه ها چند تا عكس از سانايي هست كه چشاش داره پيچ پيچي مي ره زبونشم اومده بيرون فكر كنم در پست هاي قبليم قضيه ي لنگه كفشو تو ضيح دادم نه ؟راستش اينه كه يه بار با لنگه كفش كوبيدن تو سر سانايي آخــــــــــــــــــــــــي ساناييه بيچاره


هميشه زخم هايت تو را اذيت مي كردن و مانعه ي مبارزه ات مي ششدن اما تو باز مبارزه مي كردي و زخم هايت را ناديده مي گرفتي مي دانم كه براي يك عقاب زخمي بسيار مبارزه دشوار است و حتي عقاب هم از جنگي كه مي داند در آن زخم هايش تازه مي شوند دوري مي كند اما چرا تو از آسيب ها و زخم هاي دردناك نترسيدي شايد فهميده باشم تو از چه مي ترسي تو از خود ترس مي ترسي .

بازم سانايي از سانايي خيلي بدم ميادددددددد


اين جا جايي است كه حتي آبشار هاي معصوم نيز قطره هاي پاكشان را فراموش مي كنند و براي اقيانوس شدن مي جنگند ، وقتي كه عقاب ها براي جنگ و خون ريزي به بلند ترين قله پرواز ميكنند هر كدام مي خواهند بي رحم ترين باشند ، هرگاه كوير موج هاي زلال دريا را در رويا مي بيند با لب تشنه آرزوي قطره اي آب رامي كند و حسادت او را به ياد انتقامش مي اندازد انتقامي از دريا و باران و ابر ها، اما تو شايد بيش تر از آنها در مبارزه قرار گرفتي اما چرا تو نه شكست خوردي و نه ناجوانمردانه كسي را شكست دادي .


هر يك از ما انسان ها جهان را به رنگ خاصي مي بينم آن رنگ تنها متعلق به ماست شايد كسي جهان را قرمز به رنگ خون ببيند ، و شايد عابر ديگري همان جهان را به رنگ سياه و غم ببيند ، شايد عابر خسته و دل سردي آن را به رنگ آبي سرد ببيند ، اما تو آن را به چه رنگي مي بيني ؟ شايد به رنگ نيلي هم رنگ درياها ، يا شايدم طلايي به رنگ خورشيد ، يا اين كه تو آن را خاكستري به رنگ خاكستر شمع آب شده اي مي بيني ، ولي من نمي دانم تو جهان را به چه رنگي و به چه چيزي تشبيه مي كني .


راستي بچه ها من كاپيتان تيم فوتسال مدرسه مون شدم

خوشتون اومد

شما چه رنگي رو انتخاب مي كنيد ؟


subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ سه شنبه 29 مهر 1393 ] [ 18:09 ] [ Asalbasa ] [ ]
سوباجونم
http://upload7.ir/imgs/2014-10/11655890308237712009.jpgاینم یه عکس متفاوت از سوباسا بیشترش سوباست خوب دقت کنید

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ سه شنبه 29 مهر 1393 ] [ 16:00 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
شوباي خوش تيپم

سلام بچه ها من آپ كردم الان هوا بارونيه به همين دليل تو روز درواقع انگار تو شبيم به همين دليل من دلم گرفته راستي تو چن جا الان بارون مياد ؟ بگذريم امروز براتون عكس و مطالبي آماده كردم كه اميدوارم خوشتون بياد اگه موافق باشيد بريم سر پستمون

ديگه كاربران ديگه خيلي كم آپ مي كنند . لطفا زيد تر آپ كنن با اين وظع ما نمي تونيم بهترين سايتو داشته باشيم اما داره اين سايت يك انجمن مي شه و به اميد خدا از اين به بعد تايپك تايپك مي شه

بريم سر پستمون


Image result for ‫سوباسا با لباس مدرسه‬‎

باران دلگير داشت مي باريد انگار ابر ها داشتند با آخرين نفس خود با اشك هاي شوق براي پاييز گريه مي كردند آسمانه غرغه ي شكوه و اعجاز آواي باران كه به تندي به درختان مي خورد شده بود رعدوبرق هاي خشم ناكي كه نشان مي داد دل آسمان هم گرفته ، موج ها ي دريا به يكديگر هم رحم نمي كردند و روي هم سوار مي شدند كسي در كوچه ها و خيابان هاي خيس و نمناك نبود چطرم را برداشتم تا كمي در زير بارون راه بروم فكر نمي كردم كسي به جز من بيرون باشد اما كمي كه گذشت تو را ديدم سوباسا كه هنوز داشتي با آخرين نيروي خودت مبارزه مي كردي و روي شانه ي زخمي ات نوشته بودي يك قدم تا پيروزي ...


شايد گاهي انسان هاي خوب هم بد بشوند مي دانم مي دانم خاطرات تو را با اآنها (روبرتو به پست هاي قبل مراجعه كنيد ) ، تو عقابي هستي كه جوانمردانه مي جنگي ولي از كسي انتظار نداري جوانمردانه بجنگد اما ديگر عقابان بي رحمانه مي جنگد و از بقيه انتظار ندايي از جوانمردي را دارند ، شايد فرق تو با ديگر عقابان همين باشد .


نمي خواهم لبخند هايت را انكار كنم من هميشه از اندوه تو نوشتم چون مي دانم تو اندوهت را هميشه پنهان نگه مي داري


نمي پرسم چرا هيچ گاه از مبارزه دست نكشيدي چون مي دانم چه مي خواهي بگويي


تو جوري مبارزه ميكني كه حتي رقيبانت هم دوست دارند و نه مي تونن از مبارزه كردن با تو دل بكنن و نه مي تونن باعث تازه شدن زخم هايت شوند


امبدوارم خوشتون اومده باشه

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 28 مهر 1393 ] [ 18:12 ] [ Asalbasa ] [ ]
ارزوی سوباسا برای عسل
http://upload7.ir/imgs/2014-10/10493700580914078570.jpgعسل جون برات ارزوی موفقیت دارم پیش به سوی بهترین بودن موفق باشی امضا سوباسا اوزارا

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 22:15 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
هواداران سوباسا سايتي كه در آن هزاران سايت هست

من بايد بگم از اول اين كه اين سايتو تو بلاگفا افتتاح كردم هدف بزرگي داشتم و اون اين بود كه روزي سايت بزرگي مثه پارك انيميشن درست كنم حالا به طور رسمي اعلام مي كنم به ترتيب سمت اول اعضاي اصلي كه به هيچ وجه عوض نخواهند شد كه شامل عسل باسا و نيكا آگامي است .

1 - عسل باسا مدير كل سايت

2 - نيكا آگامي مدير انجمن سايت

3 - آلاله معاون سايت

4 - سانايي منشي سايت

5 - harika كاربر نيمه فعال

6 -styles ramona كاربر عادي

7 - سارا كاربر عادي

8 -ñα†α˩ï كاربر عادي

9 - persiantoon اميد راد كاربر عادي

10 - مريم طبسي كاربر عادي

11 -anti كاربر عادي

12 - مريم دو كاربر عادي

آرم هواداران سوباسا هم تا حالا براي مدير كل سايت عسل باسا و مدير انجمن نيكا آگامي اهدا شده آخر سال به كاربران فعال از يك كاربر به چند كاربر ارتقا پيدا مي كنه جوايزي اينترنتي داده خواهد شد پس منتظر چي هستيد عضو شويد تا شما هم يكي از اين سمت ها رو داشته باشيد

براي عضويت از پنل عضويت بغل در كادر موجود است استفاده كنيد

دو قانون عضويت 1 - از نوشتن مطالب و گذاشتن عكس هاي زشت و نامربوط جدا خودداري كنيد در صورت بارها ديده شدن عضويت شما حذف خواهد شد 2 - از توهين به افراد خودداري كنيد

اين عكس نماد سايت هواداران سوباساست و تا حالا افراد داراي نماد


مدير سايت عسل باسا و مدير انجمن سايت نيكا آگامي هستند چرا شما جز افراد نماد دار نباشيد نماد نشانه ي اعتبار سايت به شماست كه بعد از گذاشتن پست هاي زياد و مناسب به دست ميايد



پس عضو شويد عجله كنيد


subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 21:46 ] [ Asalbasa ] [ ]
شوبا جونم

سلام سلام من دوباره اپ كردمممممممممم

بچه ها نگاه نكنين كم اپ مي كنم من پست هام طولانيه بعد همزمان كه آپ مي كنم صد تا كار رو باهم انجام مي دم

راستي بچه ها امروز آدرس اون سايتمو دادم به معلم رياضيمون سايت رياضيم هم پره سوباساست بعد آدرسشم تسوباساست آدرس ايميلم هم asalandtsobasa هستش من نمي دونم اون سايتو چي كار كنم بايد لينك سايت هواداران سوباسا رو پاك كنم !



برو بپر اي عقاب تشنه ي پرواز تو مي تواني عقابان ديگر را كنار بزن بپر ، بالا تر از همه بپر


نمي دانم تو چرا هيچ گاه تسليم نشدي جاي پنجه هاي ببرهاي درنده اي كه با تو مبارزه ي ناجوانمردانه كردند هنوز روي تنت مانده هنوز جسم و روح تو خراشي عميق دارد اما تو هنوز هم جلوي آن ها زانو نزدي هنوز هم سرپا ايستاده اي تا آخر از اين آيينه ي فريبايي كه جادوگران پليد در آسمان كشيدند عبور كني و آن را بشكني ( البته منظورم توهين به كاكرو و كس ديگه اي نبود اين متن تشبيه شدست )


با چهره ي آرام و مصمم و با قلبي تير خورده و آتشين داري رقيبانت را مي نگري پس حال دل گرفته ي غروب را به دست بيار با ماهي كه مي خواهد خورشيد را جادو كند و به خواب فرو ببراند مبارزه كن نگذار ظلمت ماه خورشيد را از بين ببرد نگزار قرمزي غروب خون را بر صورت خورشيد ببيند ( سوباسا تشبيه شده به خورشيد در حال غروب )


برو با نفس هايي كه مي دانم سخت در مياد با پاهايي كه مي دانم قدرتشان را از دست دادند با دستاني زخم خورد باز هم برو تا آخر رقيبانت را شكست بدهي

اين دست دادان تو بار ديگر عقابان را همه به شروع برق زدن نفرت در چشمان عقاب تشبيه مي كنم اما من معناي ديگري به آن مي دهم و اون را اين گونه شرح مي دهم كه عقاب دعوت مبارزه اي جوانمردانه را مي كند


وااااااااااااااااي يشگي هاشه شه شيريييـــــــــــــن

مي دانم داغ دلت را همه دارند به ميدان نبرد مي روند اما تو چه ؟ تو كه سرلشكر اصلي اين نبرد بودي (مربوط به قسمت20 سري 4)


نه از نظر من تو هنوزم پيروزي مبارزه هنوز هم تمام نشده بس بجنگ و مبارزه را اتمام بده مي داني فرق تو با بقيه چيست تو هميشه جوانمردانه مبارزه مي كني و به يك عقاب زخمي حمله نمي كني ولي بقيه هر گاه تو زخمي شدي به تو حمله مي كردند اما تو باز از پا نمي افتادي ( مربوط به مصدوميت ميزوگي و مصدوميت سوباسا تو سري بعدي )

اين روبرتوئه اينم شوبا جووووووونم بچه ها يه فيلمي به زبان ژاپني تو آپارات ديدم روبرتو مربيه يه تيم ديگه مي شه يعني تيم حريف سوباسا وقتي همه ازش بد گويي مي كنن سوباسا آروم اسمشو صدا مي كنه و هنوز باور نمي كنه ياد دوران كودكي هاش ميوفته آخه روبرتو چه طوري مي تونه انقدر بي رحم باشه سوباسايي كه تا حالا هيچ وقت گريه نكرده حتي اشكشم سرازير نشده دوبار واسه روبرتو گريه كرد

برو شاهين ما همه طرفداران تو هستيم

باز داري به پرواز فكر مي كني نمي تونم افكار تو را تفصير كنم ولي مي دانم اتش غربتي براي رسيدن به اهدافت داري و دوري از مبارزه براي تو معناي غربت را مي دهد


اين گفت و گوي شوبا جووووووووووونم با روبرتو

اينم با اون ساناييه بي ريخت آخه من واقعا از سانايي بدم مياد حتي از روبرتو هم بيش تر روبرتو نامرد بود قبول دارم اما سانايي بداخلاقعه يكمي هم غرغرو !

منتظر نظراتتون هستم

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 20:41 ] [ Asalbasa ] [ ]
سوباسای خندان
http://upload7.ir/imgs/2014-10/96168556687671802175.jpgاینم یه عکس از سوبا جونم که البته مجسمه شه با سازندش تو ژاپن. بخند که دنیای من وابسته به خنده های توست.

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 20:41 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
زیباترینی سوبا جووووووووووووون
به سوباسا جون نگاه کنید خداییش بین همه ی این بازیکنان تکه اصلا یه دونه است در دونه استhttp://upload7.ir/imgs/2014-10/77669989860674443531.jpg

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 20:09 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
زیباترینی سوبا جووووووووووووون
http://upload7.ir/imgs/2014-10/82667687528397454829.jpg

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 20:04 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
زیباترینی سوبا جووووووووووووون
http://upload7.ir/imgs/2014-10/42227801713732475727.jpg

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 20:04 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
شوبااااااااااااي نازنينم
سلام من دوباره اپ كردم مي ريم سراغ عكس ها ولي تو اين پست حتما هركي 10 تا نظر بزاره يه يحث و سوال جالب هم دارم كه تو آخر پستم مطرح كردم حتما نظراتتونو راجع به اون موضوع ارسال كنين خوب مي ريم سراغ آپ امروز

[تصویر:  62206963845488448643.png]

تو هميشه پرواز كردي هر عقاب ، شاهين و حتي ققنوسي آخر خسته مي شود و به زمين مبارزه بدرود مي گويدو نغمه ي وداع را مي خواند و آرام آرام به زمين فرود ميايد ولي تو هچنان داري با عقابان مي جنگي آن هم با بالهاي آتش گرفته ( تشبيه به ققنوس ) و چشماني خونين ( منظور چشماي تيزبين شاهين است كه در مبارزه خوونين مالين شده است ) و قلبي سوخته اما روحيه اي قوي و استوار ( به استواري عقاب تشبيه شده است ) هنوز از پا نيوفتادي و هنوز بر زمين نشستي آخر چرا ؟


[تصویر:  29577821663894191074.png]

نمي توانم بگويم تو تاريكي اين دريا به دنبال فانوس لنگرگاه نگرد نمي توانم بگويم تو ي اين جنگ خونين عقابان به دنبال معصوميت از دست رفته ي آنها نگرد نمي توانم بگويم در كوير خشك و آفتاب ديده به دنبال درياي زلال نگرد ، نمي توانم ، چون مي دانم حرف هايم را ناديده مي گيري و خظرات را به جان مي خري و آخر گمشده ي دريايت را پيدا مي كني و آخر معصوميت و پاكي عقابي را مي بيني و آخر آن قدر مي روي تا به دريا مي رسي .


[تصویر:  55302392049000889000.png]

برو اي موج غريب بي قرار ، بي تابي تو را مي دانم از خوردن زخم هايت نيست بلكه بي تابي تو براي شكست دادن رقيبانت است .


[تصویر:  78064699507419230286.png]

پس حال كه مي خوايي به جنگ ماه نامردي بروي كه خورشيد را از ديد ها مخفي نگاه داشته ( منظور از كسوف ) و به صورت خورشيد خانم يك خراش گنده كشيده پس برو


[تصویر:  41469338799549215896.png]


و اما سوال ويژه و بحث جنجاريه ما كه اول پست قولشو بهتون داده بودم

اول پيشنهاد مي كنم اين عكسو با يك عكس از سوباسا مقايسه كنيد

اين عكسو خوب نگاه كنيد من هزار جا ديدم كه از اين عكس براي سري اول فوتباليستها ياد مي كنن ولي آيا درست است به نظرتان او سوباسا است ؟

نظر خودمن اينه كه اين شخصيتي كه خيلي زشتم هست شوبا جووونم نيست سوباسا خيلي هم خوش تيپه اين سوباسا نيست اما چرا برخي آن را كاپيتان سوباسا ياد مي كنند ؟

حتما نظر خودتونو با دليل ارسال كنين

بچه ها من اين موضوع رو تو پارك انيمه در ميون گذاشتم و اين جواب به ايميلم رسيد

عکس اول انیمه گانباره کیکرز هست ( داستان کاکرو داییچی و ماسارو و تیم امید ) که به اسم فوتبالیستها 1 تلویزیون پخش کرد وربطی به کاپیتان سوباسا نداره اگه دقت کنی اسم تاپیک هم هست " دانلود مجموعه کامل فوتبالیستها"...


subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 26 مهر 1393 ] [ 19:25 ] [ Asalbasa ] [ ]
به خاطر سوباسا عشقمون
سلام سلام حالتون چطوره / یه خواهش کوچولو ازتون دارم لطفا وقتی میاین نظر بزارین مگه شما نمی دونید که عسل جون واسه این وب چه قدر زحمت می کشه اونم به خاطر عشقش به سوباسا و عشق ما به سوباسا پس به خاطر عشقتون نظربزارین اصلا فکر کنید این وب مال خودتونه دوست داشتید یکی همین طوری بیاد و بره و نظر نده . پس عسل جون رو خوشحال کنید از همه کاربرا ممنون مرررررررررررررررررررسی

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 26 مهر 1393 ] [ 18:17 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
به درخشش قرص ماه
همه جا تاریک بود به سیاهی پر کلاغهای مهربان پرده را کنار زدم و پنجره را باز کردم و ان زمان بودکه تو را دیدم با درخشش چشمهای زیبایت تمام وجود مرا تسخیر کردی من هنوز کنار پنجره ایستاده ام و هرگز از دیدنت سیر نمی شوم هرگزززززززززززززززز
تقدیم به سوباسای عزیزم چشمای تو قرص ماه اسمون قلب همه ی دوستدارانته امیدوارم خوشت اومده باشه زنده باد سوباسا جووووووووووووووووونم......

subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 26 مهر 1393 ] [ 18:18 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
زندگي نامه ي دوبلور شوبا جونم و گفت و گو با او

نيكا جون درياره ي خانم نرگس فولادوند يك پس گذاشته بود من حالا اطلاعات رو كامل مي كنم


زندگي نامه

خانم نرگس فولادوند متولد سال 1345 شمسي است او در تهران متولد شده است تحصيلاتش در رشته ي ادبيات فارسي ( كارشناسي ) بوده است در سال 1376 دوبله را به صورت حرفه اي شروع كرد


سريال ها و فيلم هاي كه بازيگري صداي آن را كرده

سريال هايي كه او دوبله كرده است گروه پليس ( كميسر)، پليس گمگشته (مادر يوسف )،بازگشت به حيفا (صفيه ) ، سرزمين باد ها ( يئون ) ،قصه هاي جزيره ،حلالم كن ( سونا ) ،24 ( ماري وارنر ) ،پرستاران (كيت ) .

فيلم هاي سينمايي كه دوبله كرده جزيره ( اسكارت يوهانس ) ، شغل ايتاليايي ( چارليز ترون ) ، صد آسمان ازان توست ، طلسم دريايي ، شاهدي براي يك جنايت غير منتظره ( آندره آ ) ، برج سوزان .

كارتون هايي كه او دوبله كرده است باخانمان (پرين ) ، فوتباليستها ( سوباسا ) ، سري تازه فوتباليستها ( سوباساي نوجوان ) ماجراهاي نيلز ( راوي ) ، شكرستان .

برنامه هاي راديويي عصر به خير تهران با همراهي مرحوم كيان ، راديو پيام برنامه ي آدينه با همراهي داريوش كاردان ، برنامه ي رنگارنگ


گفت و گو با خانم نرگس فولادوند

الهه خسروی‌یگانه: نرگس فولادوند، سال ۶۷ کارش را در دوبله آغاز کرد. کاری که تا امروز هم آن را ادامه داده است. او در همان آغاز کار، با دوبله شخصیت‌های انیمیشن، توانست توجه مخاطب را به صدای خود جلب کند. شخصیت‌هایی که او دوبله کرد هنوز هم در خاطره جمعی ما حضور دارند. شخصیت‌هایی چون پرین در سریال بی‌خانمان» و البته سوباسا در سریال «فوتبالیست»ها.

به بهانه جام جهانی فوتبال که و تب این ورزش این روزها دامن خیلی‌ها را گرفته با نرگس فولادوند درباره سوباسا و «فوتبالیست‌ها» گفت‌وگویی کرده‌ایم که می‌خوانید:

خانم فولادوند چطور وارد کار دوبله شدید؟

من فوق‌العاده به این کار علاقمند بودم و یادم هست که از زمان دبیرستان این حرفه را به عنوان شغل و هدف آینده‌ام انتخاب کرده بودم. به راحتی هم نتوانستم البته وارد کار دوبله شوم. مراحل زیادی را پشت سر گذاشتم و بعد از یک مدت طولانی تلاش کردن، از طریق تورج نصر توانستم وارد دوبله شوم.

شما از همان اول جای شخصیت‌هایی صحبت کردید که هنوز هم در خاطره جمعی ما حضور دارند و نوستالژیک‌اند. مثلا پرین یا همین سوباسا. این انتخاب‌ها آگاهانه بود؟

آن زمان هر کسی که وارد کار دوبله می‌شد چون انیمیشن وسعت بیشتری داشت و جا برای مانور دادن بچه‌ها بیشتر بود، طبیعتا آن را تجربه می‌کرد. آن زمان من اصلا جایگاه صدایم را نمی‌شناختم و نمی‌دانستم که با صدایم قرار است چه کار کنم. اما پرین درواقع نقطه عطفی در کار من بود چون به من جایگاه صدایم را شناساند و فهماند که به جای دختر جوان می‌توانم به راحتی صحبت کنم. وقتی جای پرین حرف زدم تقریبا چند ماهی بود که وارد کار گویندگی شده بودم. همان هم سرِِآغاز کار من شد و مسیر کاری من را مشخص کرد.

سوباسا چطور پیش آمد؟

برای سوباسا، زنده‌یاد آقای شایگان پیشنهاد حرف زدن به جای سوباسا را به من دادند. من به شدت مخالفت کردم و گفتم صدای من دخترانه است و به هیچ‌وجه نمی‌توانم به جای یک پسر صحبت کنم. او خیلی اصرار کرد و چندین و چند جلسه با من گذاشت. به من گفت من این سریال را دیده‌ام. کار خوبی است. خود شخصیت سوباسا هم چهره جوان و زیبایی دارد که بسیار دوست‌داشتنی است. در واقع چهره‌اش به نوعی حس دخترانه را القا می‌کند. به خاطر همین برای این شخصیت به دنبال یک صدای شیرین می‌گردم و صدای تو خصوصیات مدنظر من را دارد. کافی است فقط کمی صدایت را کلفت کنی. سرانجام قبول کردم یک جلسه فقط برای تمرین سر کار حاضر شوم. اما بعد از مواجهه با این کار، می‌توانم بگویم عاشق شخصیت سوباسا شدم. خیلی دوستش داشتم. یعنی برخلاف اولش که خیلی موافق نبودم بعد سوباسا نقش مهمی در درون من پیدا کرد. هنوز هم گاهی که بهش فکر می‌کنم احساس می‌کنم یک آدمی در کنار من در درون من بوده و با من زندگی کرده است.

برای‌تان وارد شدن به یک دنیای کاملا پسرانه سخت بود؟ این که مناسبات او مناسبات دنیایی بود که قاعدتا شما آشنایی چندانی با آن نداشتید؟

خوشبختانه در آن سریال اکثر دوبلورها خانم بودند و فقط سه یا چهار دوبلور مرد با ما همکاری می‌کردند. همین باعث می‌شد که خیلی احساس غریبی نکنی. چون آقایان تا قبل از این که به سن بلوغ برسند به خوبی می‌توانند به جای پسرهای نوجوان حرف بزنند اما بعد از بلوغ این کار واقعا سخت است. به خاطر همین همیشه دوبله نقش پسرهای نوجوان برعهده خانم‌ها بوده است. ولی من خودم به شخصه سعی می‌کردم دنیای سوباسا را درک کنم هرچند مشکلات بسیاری هم داشتیم.

اتفاقا می‌خواستم بدانم که سانسور چقدر به کارتان لطمه زد. یادم هست که «فوتبالیست‌ها» موارد سانسوری هم زیاد داشت.

سانسور همیشه کار ما را سخت می‌کند. ما بیچاره سانسور هستیم. در مورد «فوتبالیست‌ها» هم این چنین بود اما آنجا با خودم کنار آمدم. به خودم گفتم فکر کن وارد یک دنیای دیگری شده‌ای و یک پسر نوجوان هستی. باید پسر بودن را در قالب این نقش تجربه کنی و آن‌ها را بفهمی. به حالت‌های پسرانه بچه‌های اطرافم بیشتر دقت می‌کردم و سعی می‌کردم این حس پسرانه را به خوبی به مخاطبم القا کنم.

دوبله سوباسا برایتان بازخورد بیرونی هم داشت. یعنی پیش می‌آمد که آدم‌ها با شنیدن صدای‌تان حدس بزنند شما همان کسی هستید که به جای سوباسا حرف می‌زنید.

خیلی این اتفاق افتاد و هنوز هم می‌افتد. هنوز هم یک وقت‌هایی که مثلا به فروشگاه می‌روم سعی می‌کنم زیاد حرف نزنم چون آدم‌ها خیلی زود متوجه می‌شوند. مردم ما خیلی باهوشند. یادم هست یکبار در یک مغازه تا چند کلمه حرف زدم فروشنده گفت شما دوبلور نقش سوباسا و پرین هستید. الان هم دارید در سریال «حلالم کن» حرف می‌زنید. من هاج و واج مانده بودم. باورم نمی‌شد که آدم‌ها بتوانند تنها با شنیدن صدای معمولی من بفهمند که من دوبلور فلان شخصیت هستم.


واکنش بچه‌ها چطور بود؟

بچه‌ها خیلی به این سریال علاقمند بودند. البته نوجوان‌ترها وقتی می‌فهمیدند که یک خانم به جای شخصیت همسن و سال‌شان حرف می‌زند هم خیلی تعجب می‌کردند هم انگار بهشان بر می‌خورد. انگار پذیرش این موضوع برای‌شان کمی سخت بود اما مثلا بچه‌ها وقتی می‌فهمیدند من سوباسا هستم گاهی اوقات یک پرسش‌هایی می‌کردند که خیلی شیرین بود. مثلا فکر می‌کردند موقع دوبله سریال فوتبالیست‌ها خودمان هم فوتبال بازی می‌کنیم.

«فوتبالیست‌ها» خیلی اغراق‌آمیز و اگزجره بود. توپ مدت‌ها توی هوا می‌ماند یا آدم‌ها می‌رفتند هوا و تا هفته بعد پایین نمی‌آمدند. الان اگرچه «فوتبالیست‌ها» برای ما نوعی نوستالژی‌ست اما خیلی وقت‌ها مایه شوخی هم می‌شود. این غلو‌آمیز بودن سریال اذیت‌تان نمی‌کرد؟

چرا، خود ما را اذیت می‌کرد ولی یادمان نرود آن وقت‌ها ما شرایط الان را نداشتیم. سریال و فیلم خیلی کم بود و مردم دسترسی به این همه محصول سینمایی و تصویری نداشتند. به خاطر همین ضعف‌های انیمیشنی مثل «فوتبالیست‌ها» اصلا دیده نمی‌شد. من یادم هست مخاطب این سریال نه فقط بچه‌ها که کل خانواده بودند. نه تنها «فوتبالیست‌ها» که «بی‌خانمان» هم همین‌طور بود. برای خود من هم سئوال بود که چرا مردم جذب این کارتون‌ها می‌شوند و مثلا آن حالت اگزجره سریال «فوتبالیست‌ها» اذیت‌شان نمی‌کند. ولی واقعیت این بود که همه خانواده روزهای جمعه پای کارتون «فوتبالیست‌ها» می‌نشستند و با علاقه هم آن را دنبال می‌کردند.

خودتان هم اهل فوتبال هستید؟

زیاد. با مرحوم مادرم همیشه بازی‌های جام‌جهانی را هر ساعتی از شبانه‌روز بود می‌دیدیم. هنوز هم فوتبال را پیگیری می‌کنم.

پس از حذف ایران در جام جهانی ناراحت شدید.

مسلما آدم ناراحت می‌شود. در واقع خیلی حالم گرفته شد ولی آن بازی مقابل آرژانتین آن‌قدر عالی بود که این ناراحتی کمی پوشش می‌داد. در شرایطی که ما داریم همین که تیم‌مان به جام‌جهانی می‌رود و جلوی آرژانتین آبرومندانه بازی می‌کند به نظرم نکته مثبتی‌ست. البته بازی آخر را اصلا دوست نداشتم. درش یک چیزی بود که من نمی‌فهمیدم. هنوز هم نمی‌فهمم تیمی که آن جور جلوی آرژانتین بازی کرد چرا در بازی با بوسنی این شکلی شد.

خانم فولادوند این روزها نمایشنامه «مصاحبه» محمد رحمانیان با کارگردانی افشین هاشمی به روی صحنه رفته است. ۱۵ سال پیش شما در آن تئاتر به جای یکی از بازجوها حضور داشتید و حرف زدید. آن تجربه برای‌تان چه کیفیتی داشت؟

تجربه خیلی جالبی بود. تا آن موقع برایم پیش نیامده بود که در تئاتر بازی کنم. پیشنهاد بازی در سریال و فیلم داشتم اما چون خودم علاقه‌ای به بازیگری نداشتم قبول نمی‌کردم. نمی‌خواستم پراکنده کار کنم. ولی در تئاتر این اتفاق برایم افتاد. یادم هست که محمد رحمانیان خودش به شبکه دو آمد و گفت من فولادوند و یاکیده را می‌خواهم. هرچقدر هم بهش گفتم من تجربه تئاتر ندارم گوش نداد و گفت می‌توانی از پس کار بیایی. یادم هست زمانی که تئاتر اجرا می‌شد دوستانم که به دیدن نمایش آمده بودند، می‌گفتند به محض حرف زدن تو و شنیده شدن صدایت تماشاگران همه به سمت صدا برمی‌گردند و می‌خواهند تو را ببینند. در آن کار من از اجرای زیبای مهتاب نصیرپور و حبیب رضایی واقعا لذت بردم. ضمن این که خود رحمانیان و کارش را هم بسیار قبول داشته و دارم.


بچه ها به جز گفت و گو بقيه رو خودم تايپ كردم منبع نشه فراموش

منابع ويكي پديا و خبر آنلاين

هواداران سوباسا هم اضافه بكنيد

خوب چه طور بود اميدوارم پسنديده باشيد نيكا جون از شما هم ممنونم كه زمينشو ايجاد كردي كه من اين پستو بزارم اميدوارم مطالب بيش تر از خانم فولادوند رو دز پست هاي نيكا جون ببينم


subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 16:02 ] [ Asalbasa ] [ ]
گل همیشه بهار [ همون سوباسا جون خودمون]
تو یکی از سایتهایی که راجع به فوتبالیستها بود نوشته بودن کارتون ژاپنی فوتبالیستها دنیا رو تکون داد ولی اون سایت نمی دونست که قبل از دنیا سوباسا جون ما دل همه ی ما رو تکون داد و با دستای نازنین خودش یه گل تو دل ما کاشت که همیشه سبز سبز باقی می مونه و اون قدر درخشان که قابل توصیف نیست. سوباجونم تو اینجایی تو فلب همه ی ما دوست داریم تا ابدددددددددددددددددددد....
subjects: ,
همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 25 مهر 1393 ] [ 14:26 ] [ نیکا اگامی ] [ ]
Latest articles
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود تک آهنگ خرید ملک در ترکیه خرید ملک در ترکیه نرم افزار حسابداری خرید اینترنتی مهراب شاپ پارسیا موزیک
بستن تبلیغات [X]