اسلاید شو

شماره پیراهن های شخصیت های گلدن رود

نیکا۷

نادیا ۸

زهرا ۹

عسل ۱۲

فتوپویا۱۹

میلاد۱۶

قاسم ۱۳

سوباسا ۱۰

اگه یکم اوضاع اروم تر شد و خواستن واسه سرگرمی فوتبال بازی کنن دوست دارید تیم دخترا ببره یا تیم پسرا ؟

تیم پسرا کاپیتان کی باشه تو تیم دخترا کی ؟

یا اصن دوست ندارید مقابل هم بازی کنن


همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 29 مرداد 1397 ] [ 22:37 ] [ Asalbasa ] [ ]
Golden Road 10

Suddenly a shadow was seen . The shade was for a young man who had both black eyes and hair and he was wearing a pair of tight pants with a long shirt .
The voice:We finaly got together
Nika:Who is he?
The vice :I am hatred
Asal laughed
!Asal:What a intresting name hatred
Zahra:Asal enough
Photopoya:No he wants to take time and call his others partners to come here and capture us . Tsubasa,Ghassem,Milad are you ready to avoid him
Milad:Yas Let's go
Tsubasa:Hey Nika you and girls should scape
Nika:Ok
Asal:Hey I should beat him
Nika cling Asal
Nika:Come with us
suddenly 4 persons jumped from top of the tree
Ghassem:As you said
One of them boxed to Tsubasa's face and Fotopoia took the man's hands and capture him.The other one jumped on Milad and Milad hit him by a bicycle kick . Ghassem kicked and one of the men fell down .Tsubasa boxed to his face .
Ghassem:Are you ready ?
Fotopoia and Ghassem hit the other one
Milad:Finished we capture all of them
ناگهان یه سایه دیده شد. سایه مربوط به مرد جوانی با موها وچشمهای مشکی بود . و اون یک شلوار چسب با یه بلوز بلند پوشیده بود
صدا:بالاخره بهم رسیدیم
نیکا:اون کیه؟
صدا:من هیترد هستم
عسل خندید
عسل:چه اسم باحالی .هیترد!(نفرت)
فتوپویا:نه اون می خواد وقت بگیره و زنگ بزنه به هم تیمی هاش که بیانو ما رو بگیرن . سوباسا ،قاسم،میلاد آماده اید جلوشونو بگیریم؟
میلاد:آره بزن بریم
یکی از اونا به صورت سوباسا مشت زد
سوباسا:هی نیکا تو و دخترا باید فرار کنید
عسل:هی من باید کتکش بزنم
نیکا محکم عسل رو گرفت
نیکا: با ما بیا
ناگهان ۴ نفر از بالای درخت پریدند
قاسم:همون طور که گفته بودی
یکی از اونا یه مشت زد تو صورت سوباسا و فوتوپویا دستای مرده رو گرفت و دستگیرش کرد . اون یکی پرید رو میلاد و میلاد اونو با قیچی برگردون زد . قاسم لگد زد و یکی از اون مردها افتاد زمین .سوباسا زد تو صورتش .
قاسم:آماده ای
فتوپویا و قاسم مرده رو زدند
میلاد:ما همشونو دستگیر کردیم تموم شد

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 29 مرداد 1397 ] [ 15:16 ] [ Asalbasa ] [ ]
کاراکتر های اصلی گلدن رود

اینا شخصیت های مثبت و اصلی هستند .

شخصیت های دختر:

نیکا-زهرا-نادیا-عسل

شخصیت های پسر:

فتوپویا-قاسم-میلاد-سوباسا

راجع به شخصیت های منفی اسم پیشنهاد بدید من پیشنهاداتتون رو می خونم و ازشون انتخاب می کنم


همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 29 مرداد 1397 ] [ 14:22 ] [ Asalbasa ] [ ]
ادامه قست ۹Golden Road

Asal:As if you are waiting for some one
Milad:Yes . Photopoia . He is our best friend .We had been looking for you before finding you he and I desided to go from 2 different ways and look for you .Finaly I found you
Suddenly the saw Fotopoia
Tsubasa:Fotopoia is there . Hi . I miss you
Fotopoia:Hi my old friends
Fotopia came there
Ghassem: You always sacrifice now come here to find us
Photopoia:Unfotunately as you khow some bad events happend and some people want to kill us . We should hide ourselves in dark jungle but we should pay attention that this plase is not absolutely a shelter for us .
Tsubasa:I khow what you say
Zahra:Well let's go to the cabana
Suddenly they heared a sound
NikaAgain ?
Nadia:What was it?
عسل:انگار منتظر کسی هستید
میلاد:آره . فتوپویا. اون بهترین دوست ماست .ما دنبال شما می گشتیم قبل از پیدا کردن شما. منو اون تصمیم گرفتیم که از دو راه مختلف بریم و دنبال شما بگردیم. بالاخره من پیداتون کردم
ناگهان اونا فتوپویا رو دیدند
سوباسا:فتوپویا اینجاست.سلام . دلم واست تنگ شده بود.
فتوپویا:سلام دوستای قدیمی من
قاسم :تو همیشه فداکاری می کنی حالا هم اومدی ما رو پیدا کنی
فتوپویا:متاسفانه همون طور که می دونید اتفاقات بدی افتاد و عده ای می خوان مارو بکشند . ما باید خودمان را در جنگل تاریک پنهان کنیم ولی باید توجه کنیم که این مکان مطلقا مکان امنی واسه ما نیست
سوباسا:می دونم چی می گی
زهرا:خوب بریم به کلبه
ناگهان اونا یه صدایی شن
نیکا:دوباره؟
نادیا:اون چی بود

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 29 مرداد 1397 ] [ 14:18 ] [ Asalbasa ] [ ]
Golden Road 9این قسمت رو بخونید تقریبا همه ی اتفاقات رو متوجه می شید


این سری از گرامر های جدید تر استفاده کردم یه سری گرامر ها مثه قضیه ی both یا حال کامل یا ماضی کامل یا تو فارسی نداریم یا من بلد نیستم خوب به فارسی ترجمشون کنم . شما به بزرگی خودتون ببخشید
Asal:Are both Tsubasa and you in Barca team
Milad:Actually yes .Ghassem and Tsubasa and I are old friends . Certainly you had been watching our matchs before this events
Nika:Yes we had
Milad:I came here to warn to them. Some people wants to kill you owing to some things in trad . As you khow Tsubasa's father works as a skipper . He undrestood that some
smuggler have been smuggling slaves by ship .They thought Tsubasa and his friends khow this story too and they want to kill us.But it was only one side of the story . Also some other people want to destroy Barca team and they want to capture us .
Asal:Oh what a long story
Milad :But it is a fact not a story
Nika: Ghassem and Tsubasa are here they are practicing
Zahra:Hey guys we have a gust
Tsubasa looked at Milad
Tsubasa:Really?Are you yourselfe ?
Ghassem:Nice to meet you
Milad:Nice to meet you too
عسل:آیا هردوی شما و سوباسا در تیم بارسا هستید؟
میلاد:در واقع آره قاسم و سوباسا و من دوستای قدیمی هستیم .حتما شما مسابقه های ما رو قبل از این اتفاقات تماشا کرده اید
نیکا:بله تماشا کردیم
میلاد:من اومدم اینجا که به اونا اخطار بدم .چند نفر می خواستند شما رو بکشند به خاطر مسائلی در تجارت . همون طور که می دونید پدر سوباسا به عنوان کاپیتان کشتی کار می کنه اون متوجه شد که چند تا قاچاقچی از طریق کشتی قاچاق برده می کردند . اونا فکر می کنن که سوباسا و دوستاش هم از این قضیه مطلع اند . اونا می خوان ما رو بکشن.اما این فقط یه طرف قضیه هست . همچینن تعدادی می خوان که تیم بارسا رو تخریب کنند و می خوان مارو دستگیر کنند .
عسل:اوه چه داستان طولانیی
میلاد:اما این یه واقعیته نه داستان
نیکا:قاسم و سوباسا اینجا هستن دارن تمرین می کنن
زهرا:هی پسرا ما یه مهمون داریم
سوباسا:واقعا خودتی؟
قاسم:از دیدنت خوشحالم
میلاد :منم از دیدنت خوشحالم

همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 28 مرداد 1397 ] [ 0:48 ] [ Asalbasa ] [ ]
شخصیت های Golden Road

سلام خوبین؟شماره ی پیراهن رو دوباره می نویسم بعدا

شخصیت های دختر :

نیکا -نادیا-زهرا-عسل

شخصیت های پسر:

قاسم-میلاد-سوباسا

قسمت بعدی هم تو راهه . تو گوشیم نوشتم مونده فارسیش رو بنویسم ببخشید اگه دیر شد

و اینکه همه ی شخصیت ها (نیکا-نادیا-زهرا -عسل-قاسم-میلاد) وجود خارجی دارن به جز سوباسا .

چند تا شخصیت خیالی دیگه هم به عنوان دشمنشون می خواد وارد شه . اسم پیشنهاد بدید لطفا .

یه ذره شاید داستان شبیه مثلث برمودا که قبلا نوشته بودم یا شایدم شبیه داستانهای رابین هود شده .

یه چیز دیگه اگه قسمت موضوعات هر داستانی رو انتخاب کنید همش رو پشت سر هم واستون میاره . برمودا که سالهاست تموم شده و نوشتنش هم چند سال طول کشید یا سوباسا و بچه هاش و ستارگان فوتبال یا ستارگان ژاپن که نصفه مونده . راستش ستارگان فوتبال رو فکر نکنم ادامه بدم اما شاید سوباسا و بچه هاش که خیلی طرفدار داشت رو ادامه بدم . ستارگان ژاپن رو هم من نمی نویسم نیکا جون می نویسه .

راستش می دونید یه سری اتفاقات تو سایت مثه هک شدن و ... یکم خیلی چیز های رو مختل کرد ولی ما به لطف سایت خوب و حرفه ای فتوپویا و دوستان دیگه دوباره سرپا وایستادیم

البته داستان Golden Road نصفه کاره نمی مونه مثه برمودا تموم می شه . سبک نگارشش هم مثه برموداست . دوتاشون حالت فیلنامه ای دارن

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 27 مرداد 1397 ] [ 23:48 ] [ Asalbasa ] [ ]
ادامه قسمت ۸ گلدن رود

Nika:Asal ,go to the cabana
Nadia:I do not khow why she wants to say I can fight too
Tsubasa:There is no problem
Ghassem:Tsubasa and I will go to practice
Zahra:Ok
Aftee 2 hours
Tsubasa:Put the wood and try to fight with me
Ghassem:Ok
In the meantime
Nika:Hey girls . I should bring water .Do you want to help me?
Zahra:Yes we come with you
They went to the lake
Nadia:I feel terror. As if the place is not a safe palace
Asal:Do not worry .We are together
Nika:Hey kids . listen . Did you hear the sound too ?
Suddenly they saw two red eys and shouted
Zahra:What is it?
Asal:It is a wolf
Nadia:Escape
Zahra:But there are many wolves .My God . Help us
Asal stood in front of them and put some stoon
Asal:. Escape and do not think about me
Nika:No I'll stay here
Suddenly wolves attacted
Zahra:Gooood . Heeeelllllp usssss
Suddenly a person killed one of the wolves by archery
Other wolves receded
Asal:Hey who are you?
Milad: Hi. My name is Milad . I am Tsubasa and Ghassem's friend . I am looking for them . Did you see them?
Nika:At first thanks for saving our lives than come behind me if you want to see them
نیکا:عسل برو تو کلبه
نادیا:نمی دونم چرا می خواد بگه منم می تونم بجنگم
دوساعت بعد
سوباسا:قاسم چوب رو بردار و سعی کن با من بجنگی
قاسم :باشه
در همین حال
نیکا:هی دخترا من باید آب بیارم می خواین کمکم کنید؟
زهرا:اره
آنها به دریاچه رفتند
نادیا:من احساس ترس می کنم . انگار اینجا جای امنی نیست
عسل:نگران نباشید ما باهمیم
نیکا:هی بچه ها گوش کنید . شما هم صدا رو شنیدید؟
ناگهان آنها ۲ چشم قرمز دیدند و فریاد زدند
زهرا:اون چیه؟
عسل:اون یه گرگه
نادیا:فرار کنید
زهرا:اما یه عالمه گرگ وجود داره . خدایا کمکمون کن
عسل جلوی اونا وایستاد و چند تا سنگ برداشت
عسل:فرار کنید و درباره ی من هم اصلا فکر نکنید
نیکا:نه من اینجا می مونم
ناگهان گرگ ها حمله کردند
زهرا:خددداااااااایاااااا کممممکممممون کنننن
ناگهان یک شخصی یکی از گرگ ها رو با تیر و کمان کشت گرگ های دیگه فرار کردند
عسل:هی تو کی هستی؟
میلاد:سلام اسمم میلاده من دوست سوباسا و قاسم هستم . دنبال اونا می گردم .آیا شما اونا رو دیدید؟
نیکا:اول ممنون به خاطر نجات دادن جون ما بعد پشت من بیا اگه می خوای اونا رو ببینی

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 27 مرداد 1397 ] [ 23:38 ] [ Asalbasa ] [ ]
سرنوشت کاراکتر های فوتبالیستها(اگه کامل نیست لطفا بگید کامل یا اصلاحش کنم)

سوباسا با سانایی ازدواج می کنه و صاحب دوپسر (دوقلو)به اسم های دیبا وهایاتا می شه . یکی از بازیکن های مطرح بارسلونا و جهان می شه .

کاکرو یوگا رو دقیق نمی دونم چی می شه شنیدم یه دختر و یه پسر داره

تارو رو می گن ۲ تا دختر داره البته من نه بچه های تارو نه بچه های کاکرو رو دیدم و نمی دونم راسته یا نه ولی بچه های سوباسا رو بارها تو مانگاها دیدم

ماتسویاما پزشکی می خونه و با یوشیکو ازدواج می کنه می گن یوشیکو تصادف می کنه و می میره . منم باور نمی کردم تا وقتی که اون مانگا رو دیدم(به پست پایینی مراجعه کنید)

میزوگی با یایویی ازدواج می کنه ولی مرگ میزوگی شایعه هست . میزوگی نمی میره ولی همچنان مشکل قلبی رو داره

گونزالس هم بالاخره با یه دختر ازدواج می کنه . اشتباه نکنم قبلا حلقه انداختنشو تو سایت گذاشته بودم خیلی سالها پیش . سوباسا و سانایی هم اتفاقی تو رستوران بودن و واسشون دست می زنن اون وقت سانایی باردار بوده

بقیه رو نمی دونم راستش . اگه اینایی رو هم که نوشتم اشتباه بودن بهم بگید .ولی سوبا رو مطعنم درسته . گونزالس هم چون کامل مانگای مربوط به اون قسمتهارو خوندم مطمعنم

همین الان برو فتوپویا
[ پنجشنبه 25 مرداد 1397 ] [ 17:58 ] [ Asalbasa ] [ ]
به یوشیکو چی شده

می گفتن تصادف می کنه می میره من باورم نمی شد اما ...

یوشیکو زن ماتسویاماست .

حالا واقعا این طوریه ؟

همین الان برو فتوپویا
[ پنجشنبه 25 مرداد 1397 ] [ 17:44 ] [ Asalbasa ] [ ]
دیبا و هایاتا اوزارا

سلام بچه ها جونم . اگه اشتباه نکنم تلفظش دیبا و هایاتا هس؟ یا یه چیز دیگس هر جا یه چیزی می نویسه .والا نمی دونم ژاپنیه اسم

این عکس رنگ آمیزیش رو احتمالا خود یوچئی تاکاهاشی نکرده کاربران کردن . عکس اصلی تو پست ثابت هست .

خیلیییییی بچه های سوباسا شیریییننن . خیییلی . شبیه بچگی باباشونن

همه فکر می کنن دیبا و هایاتا تو اسپانیا متولد شدن . در حالی که سانایی می خواست بچه ها تو ژاپن به دنیا بیان و آخرش همون طور شد . از طرف دیگه سوباسا می خواست بعد پیروزی سانایی رو سورپرایز کنه و به خاطر همین آدرس خونه ی سوباسا در اسپانیا لو رفت . به خاطر اینکه هواداران از فرداش هی نیان امضا بگیرن و سر و صدا نشه سوباسا و سانایی یه مدت رفتن ژاپن . البته به خاطر اون نبود در واقع به خاطر متولد شدن بچه ها بود

همین الان برو فتوپویا
[ سه شنبه 23 مرداد 1397 ] [ 14:02 ] [ Asalbasa ] [ ]
طرفدار کدوم تیم هستید بارسلونا یا رئال مادرید/استقلال یا پرسپولیس

نظرسنجیه . آخرش نظرات اعلام می شه

نفر اول که تو نظرسنجی شرکت می کنه خودم هستم

راستش من به خاطر اینکه سوباسا تو بارسلونا بازی می کنه طرفدار بارسا هستم و دلیل دیگه ای هم نداره . هیچ تو دنیای واقعی بازیکن هاشو نمی شناسم ولی به خاطر سوباسا من طرفدار بارسا ام


و اینکه جواب اینکه طرفدار استقلال یا پرسپولیسم باید بگم هیچ کدوم تیم ملی

اصن من غیر چند تا بازی جام جهانی تا حالا فوتبال واقعی نگاه نکردم ! بارسا رو هم فقط و فقط به خاطر سوباسا می گم

شما چی ؟چه تیمی رو دوست دارید بارسا یا رئال ؟استقلال یا پرسپولیس؟

و یه چیز دیگه جوایز مسابقه ی درس خوندن یادم نرفته ها حتما در نظر داریم

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 21:35 ] [ Asalbasa ] [ ]
شباهت من(عسل باسا)به سوباسا

سلام بچه ها جونم من باتوجه به مطلب قبلی شباهتم به سوباسا رو می نویسم شما هم دوست داشتید بنویسید

۱-هر دومون یک گروه خونی هستیم . هر دومون A- هستیم

۲-هر دومون تقریبا هم قدیم البته سوبا یکم از من بلند تره من ۱۷۳ هستم و سوباسا ۱۷۵

۳-هردومون تقریبا هم وزنیم . سوباسا یکم از من وزنش زیاد تره.من ۶۳ کیلو ام و سوبا ۶۴ کیلو هست و خیلی باهم فرق نداریم

۴-رنگ پوستمون یکیه . هردومون سفید پوستیم

۵-رنگ موهامون تقریبا یکیه. البته موهای من یکم قهوه ای تره .

۶-هر دومون رنگ چشممون یکیه . هر دومون چشامون سیاهه .

انصافا شبیه هم نیستیم؟

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 0:30 ] [ Asalbasa ] [ ]
تمام مشخصات دقیق سوباسا

بیوگرافی کامل سوباسا

نام :سوباسا Tsubasa

نام خانوادگی :اوزارا

تاریخ تولد:28 جولای 1981

جنسیت:مرد

وضعیت:متاهل

نام پدر :کودایی

نام مادر:ناتسوکو

نام برادر:دایچی

نام همسر:سانایی

نام فرزندان:دیبا و هایاتا

ملیت :ژاپنی

کشوری که درش زندگی می کنه:ژاپن -برزیل -اسپانیا(در حال حاظر در اسپانیاست)

شغل :فوتبالیست (حرفه ای)

تیم های بازی شده:تیم دبستان نانکاتسو-تیم ملی نونهالان ژاپن -تیم راهنمایی نانکاتسو_تیم ملی نوجوانان ژاپن-برانکو-تیم ملی جوانان ژاپن-تیم ۲ بارسلونا-تیم ۱ بارسلونا

(سوباسا همیشه کاپیتان بوده به جز تو تیم ۱ بارسلونا)

دین :مسیحیت

قد:۱۷۵cm

وزن:۶۴kg

رنگ پوست:سفید

رنگ چشم:مشکی

رنگ مو:مشکی

رشته ی تحصیلی:(احتمالا)تربیت بدنی

گروه خونی: A( مثبت منفیش رو حتی سایتهای خارجی هم تا جایی که می دونم ننوشته ولی اگه اشتباه نکنم آی منفی هست)



همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 22 مرداد 1397 ] [ 0:20 ] [ Asalbasa ] [ ]
Tsubasa Ozora

سلام بچه ها من یه مدت مسافرت بودم نتونستم خیلی بهتون سر بزنم . مطمعن باشید سر می زنم بهتون تند تند

همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 21 مرداد 1397 ] [ 23:59 ] [ Asalbasa ] [ ]
خونه درختی مربوط به رمانGold Road

سلام این خونه درختی مربوط به رمان جاده ی طلایی هست . که بچه ها بعد از گم شدن در جنگل ساختنش

طبقه ی بالا واسه نیکا،نادیا،زهرا و عسل هست

طبقه ی پایین واسه قاسم و سوباسا هست

خوبه ؟خوشگله ؟می خوره با فضای رمان؟ تازه تراس هم داره ؟

به عنوان یه پناهگاه تو جنگل تاریک خوبه

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 20:42 ] [ Asalbasa ] [ ]
يوچئي تاكاهاشي رو تو اينستاگرام پيدا كردم

سلام بچه ها جونم يوچئي تاكاهاشي نويسنده ي فوتباليستها رو بالاخره پيدا كردم بهش پيام انگليسي دادم اميدوارم اينستاشو ببينه دعوتش كردم بياد وب رو ببينه

فك كنيد از اين بهتر نمي شه يوچيئي تاكاهاشي بياد وب ما

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 8:51 ] [ Asalbasa ] [ ]
آلبوم عکسهای سوباسا

همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 19 مرداد 1397 ] [ 22:19 ] [ Asalbasa ] [ ]
سگ سانایی

سلام این عکس سگ سانایی هست .

من خودم سگ دوست ندارم اما این عکس سگ سانایی هست . بامزست؟نه ؟

این توپ رو سوباسا به سانایی موقعی که می ره برزیل یادگاری می ده که هر وقت توپ رو دید یاد سوباسا بیفته . همون طور که مشاهده می کنید سانایی اینو می ده سگش بازی کنه

همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 19 مرداد 1397 ] [ 22:15 ] [ Asalbasa ] [ ]
عکسهای سوباسا

همین الان برو فتوپویا
[ چهارشنبه 17 مرداد 1397 ] [ 19:02 ] [ Asalbasa ] [ ]
قسمتی از سخنرانی یا lecture من در کانون زبان (درباره ی کارتونه یه قسمتش مربوط به سوباساست)

سلام امروز لکچرم رو دادم راجع به کارتون بود فقط و فقط یه قسمتش که راجع به سوباسا بود براتون می زارم . یکم سخته این جا تایپ کردن خیلی هاشو تایپ صوتی کردم . ولی عجب دردسریه این تایپ صوتی. بقیه ی لکچرم راجع به کارتون های دیگست .


There are some intersting cartoons.I chose some of them and want to introduce them to you

The first is capitain Tsubasa which is famous to Subasa Ozora or footballers in Iran .It's about a boy who really loves football.When he was two years old he had a car crash.But fotunately the football ball saved his life.After that event he became a professional footballer and ‏ played in Barca and Japan team. He participated in World Cup matchs ‏and won it . He fell in love and married to Sane Nakazawa. They have two sons whom are Diba and Hiata. The sons love football like their father .Tsubasa has lots of fans that created some blogs for him.

کارتون های جالب زیادی وجود دارند من چندتاشونو انتخاب کردم و می خواهم که چند تا از آنها را به شما معرفی کنم .اولین کارتون کاپیتان سوباسا هست که درباره ی یک پسری است که عاشق فوتبال است وقتی که اون دو سالش بود یک تصادف با ماشین داشت اما خوشبختانه توپ فوتبال زندگی اورا نجات داد بعد از اون اتفاق او به یک فوتبالیست حرفه ای تبدیل شد و در تیم های بارسا و ژاپن بازی کرد. اون در جام جهانی شرکت کرد و برنده شد. او عاشق شد و با سانایی ناکازاوا ازدواج کرد آنها دو پسر دارند که دیبا و هایتا هستند. آنها هم مثل پدرشان عاشق فوتبال هستند. سوباسا هواداران زیادی دارد که برای او وبلاگ هایی درست کردند

لطفا متن اصلیشو حتما بخونید ترجمش خیلی شاید جالب نباشه .

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 15 مرداد 1397 ] [ 23:23 ] [ Asalbasa ] [ ]
مطلب

سلام . می خواستم یه گله بکنم . این ماجرا هایی که می دونین اتفاق افتاد مثه هک و ... یا ماجرا هایی که نمی دونید ؛ ممکنه ریشه در فشار هایی هست که چه از لحاظ کاری چه معیشتی و چه تحصیلی وارد می شه . منم اینو درک می کنم . منم مثه شما . اما این ها دلیل نمی شه که ما بیایم به دیگران آسیب بزنیم و به اونا زیان بزنیم .

باور کنید من فقط یه دانش آموز هستم و هنوز ۱۷ سالم هم نشده. مطعنا سنم از خیلی از شما عزیزان کمتره خوب طبیعیه کم تجربه تر باشم . این مشکلاتی که تو وب هست شاید اگه یک فرد پخته تر بود بهتر می تونست کنترلشون کنه و از هک شدن و... جلوگیری کنه .

من از همه ی شما عزیزان عذر می خوام اگه گذاشتم یک سری آدم از کم تجربگی من سو استفاده کنند یا اینکه به خاطر کم تجربگی موجب رنجش کسی شدم

حتی اگه از من خوشتون نمیاد من فقط قسمت کوچکی از این وب هستم و دوستان دیگه هم هستن .

من به همه ی شما عزیزان احترام قائل هستم .

همین الان برو فتوپویا
[ يکشنبه 14 مرداد 1397 ] [ 23:39 ] [ Asalbasa ] [ ]
Tsubasa

سلام بچه ها جای شما خالی بود امروز با مینو(خواهر زاده ی استادم)و مهسا رفتیم کتابخونه هلال از اونجا رفتیم کتابخونه مهدوی و از اونجا رفتیم پارک مهدوی و از اونجا رفتیم یه پارک دیگه و از اونجا پیاده رفتیم فست فود ناهار خوردیم

این عکس از سوباساست امیدوارم خوشتون بیاد

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 13 مرداد 1397 ] [ 17:00 ] [ Asalbasa ] [ ]


همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 13 مرداد 1397 ] [ 12:00 ] [ MILAD ]
عکسهایی خاص

Image result for ‫عکسهایی از تارو میساکی و سوباسا‬‎

Read more

همین الان برو فتوپویا
[ شنبه 13 مرداد 1397 ] [ 11:24 ] [ MILAD ] [ ]
عکسهای جدید سوبا

سلام یچه ها جونم خوبید . امیدوارم آخر هفته بهتون خوش بگذره . فردا منو مینو جون (خواهر زاده ی استادم اقای سلام پور) که دوست نزدیکم هم هست می ریم باهم کتابخونه واسه ۲ سال بعد کنکور درس بخونیم و بعد بریم پارک . برای بعد از ظهر هم هنوز برنامه ریزی نکردم ولی شنبه ها کلاس ندارم

شما چی برنامتون چیه؟

شما چی برنامتون چیه؟

همین الان برو فتوپویا
[ جمعه 12 مرداد 1397 ] [ 15:33 ] [ Asalbasa ] [ ]
به سوباسا عینک می آد؟

سلام کلا من دوست داشتم سوباسا مثه خودم رشتش ریاضی باشه و مثه خودم مهندس بشه(البته در آینده ایشالا مهندس می شم)

دوست داشتم سوباسا مثه خودم دی ماهی باشه ولی سوباسا مردادیه

و دوست داشتم سوباسا مثه خودم عینکی باشه(البته امروز لنز گذاشتم)

به سوباسا عینک می آد؟

ممنون از گروه فتوپویا که این عکس رو درست کردن

همین الان برو فتوپویا
[ چهارشنبه 10 مرداد 1397 ] [ 23:08 ] [ Asalbasa ] [ ]
لوگوی تولد سوباسا

لوگوی تولد سوباسا از طرف گروه فتوپویا

همین الان برو فتوپویا
[ چهارشنبه 10 مرداد 1397 ] [ 21:32 ] [ Asalbasa ] [ ]
سوباسا عینکیه یا نه؟

سلام بچه ها . یه سری افراد می گن سوباسا عینک می زنه موقع مطالعه پس باید چشماش دوربین باشن . عکسشو پیدا کردین بفرستین واسمون لطفا

بچه ها من خودم عینک می زنم از بچگی . سالهاست که عینک می زنم و شماره چشم خیلی بالاست . همیشه عینک رو چشمه

امروز لنز طبی گذاشتم گاهی احساس می کنم یه چیزی تو چشمه یا چشام یکم می سوزه . یکم این ور چشم قرمز شده (البته فک کنم به خاطر اینه که به سختی لنز گذاشتم و هی دستمو زدم به چشم )

ولی الان یادگرفتم چطوری لنز بزارم

من تو اینترنت سرچ کردم که یه مرده با اینکه همیشه رعایت می کرد دچار عفونت خاصی از طریق لنز شد و کور شد

اگه شما تجربه ای از لنز داشتید به منم بگید . کور نشم یهویی؟

می خوام بعدا که به یه سنی رسیدم که درجه چشم ثابت شد لیزیک کنم خلاص بشم از دست این عینک

همین الان برو فتوپویا
[ چهارشنبه 10 مرداد 1397 ] [ 18:11 ] [ Asalbasa ] [ ]
حالا شمع هارو فوت کن

تولد تولد تولدت مبارک

نیکا جون کیک رو میاره . سوباسا شمع هارو فوت کن . هوووووورا .

تیم فتوپویا هم اینجا هست . آقا میلاد و آقای لاورمن و نیکا جون هم همین طور

یچه های دیگه هن اینجا هستن مثه زهرا جون. خوش اومدید

هوووراااا تولد سوباسا مبارک

اینم کیکی که سفارش دادیم

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 8 مرداد 1397 ] [ 15:59 ] [ Asalbasa ] [ ]
تولد سوباسا مبارک

بچه ها جونم سلام همین الان دختر عمه شدم . دختر خاله که بودم دختر عمه هم شدم .

عشقای من شدن ۲ تا

دختر داییم ایران به دنیا نیومد منتظرم و خیلی نمی تونیم ببینینش ولی داییم هی لایو می گیره

تولد سوباسا هم مبارک

امروز تولد دوست داشتنی هاست آسو و سوباسا

همین الان برو فتوپویا
[ دوشنبه 8 مرداد 1397 ] [ 14:11 ] [ Asalbasa ] [ ]
Latest articles
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود تک آهنگ خرید ملک در ترکیه نرم افزار حسابداری نقشه یو تی ام دانلود آهنگ جدید امیر تتلو میگم خانوم یکمی آرومتر طراحی سایت میلاد راستاد بغل تو بازی انفجار چت وایت برد وایت برد بازار جهانی میلاد راستاد
بستن تبلیغات [X]